www.solhe-daruni.com

 

 سوپر اگو

برای بهتر شناختن سوپر اگو، می خواهیم شروط و خودخواهی انسانها را با حیوانات وحشی مقایسه کنیم . با مطالعه زندگی حیوانات در خواهیم یافت،آنها یک زندگی اجتماعی و سازمان یافته دارند،اگر درگروه آنها حیوان جدیدی بدنیا بیاید، تمامی اعضای گروه طبق غریزه  ذاتی پرورش و تهیه غذای او را به عهده می گیرند وهیچ فرقی بین آنها و دیگر بچه ها نیست،همگی با هم و با یک روش شکارمی کنند. هیچ کدام از آنها برتر ویا پستر از دیگری نیست وهمه در شکار سهیم هستند، باهم و در کنار هم  طمعه را می خورند ودر کنار هم می خوابند. آنها از همان ابتدا از میان خویش یکی از قویترین را به عنوان رهبر گروه خود انتخاب می نمایند، در وجود آنها مقام طلبی، حسادت، خودخواهی مشاهده نمی شود. به همین جهت شیری ماتاجی می فرماید؛ تمامی حیوانات و تمامی گیاهان تحت فرمان مستفیم خالق قرار دارند، چرا؟ برای اینکه آنها خواست، دانش ومنطق ما انسانها را ندارند که بر اساس آنها  برای خود شروط ، خود خواهی و تکبر ایجاد کنند. در هر آرزوئی عواملی موجود است، آرزوها و خواست ما، بنيان افكار ما را تشكيل ميدهند. دوم اینکه در ماورای هر ارزو يك شرطی نهفته است، كه عمر ان شرط با براورده شدن ارزوی ما باتمام ميرسد. اگرخواست ما خرید یک ماشین باشد. با خريد ماشين اين خواست و شرط مربوط به ان بپايان ميرسد و دو باره  خواست و شروط ديگری جايگزين ان ميگردد.همه ما ارزوی داشتن بچه  را داریم اما شرطی كه در پس ان قرار دارد،جنسيت بچّه است. کودک هنوز در بطن مادرش است و بدنیا نیامده است بخاطر جنسیت این کودک در خانواده درگیری پیش می آید، پدر پسر و مادر دخترمی خواهد. درهر صورت طفل مورد نظر، ميتواند پسر ويا دختر باشد، مگرهمينطور نیست ؟ ولی خواست و قدرت تصاحب و مالکیت ما اين اجازه را نميدهد كه جنسيت بچّه را به خدا واگذارنمائيم. امروزه بطوريكه ميدانيد ميتوان جنسيت بچه را قبل از بدنيا امدن تشخيص داد كه اين خودش باعث طولانی شدن جنگ و جدال والدين بچّه ميشود. حال اگر نوزاد دختر باشد، پدر و خانواده پدری عملأ از این اتفاق ناراحت  می شوند وخشم خود را به نوعی به مادرطفل انتقال می دهند. مادرهم از اینکه نتوانسته است خواست شوهر و اقوام او را برآورده کند احساس حقارت     می کند آری جنسيت بچّه عامل  تكبر و حقارت ان خانواده شده. اوّلين قدم در سوپر اگو هر انسان احساس حقارت می باشد . اين حس حقارت مختص به اشرف مخلوقات است و در هیچ حیوانی همچون احساسی موجود نیست. اگر ازاين بچّه ها هتلرها، موسلينی ها و استا لينها بوجود ايد،نبايستی گلمند باشیم ،همه ظالمان هم روزی بچّه والدين خويش بودند كه انها ارتباط پاك ومستقیم کودک را با خداوند به نحوه احسن تشخيص نداده اند يا اينكه محبتی ما بين والدين آنها جاری نبوده است.عشق و محبت  والدين، بنيان گذار همچون انسانهائی است كه انسانها اصلاُ به ان اهميت خواصی   نمی دهند، هرگز هم در اين مورد از كسی چيزی نشنيده ايم و يك موضوع كاملاُ خام و نپخته مي باشد. کودک قبل از وارد شدن به جامعه امروزی با ويروس عدم محبت آلوده شده است كه هيچ  دانشمندی حازقی از ان اطلاع ندارد. در بنیان کودک، والدين ريشه وپایه استقامت اورا تشكيل ميدهند كه متاسفانه انها توسطه طوفانها و ملامتهای اجتماعی وطلاقها، بطور مكرّر از جا كنده يا بتزلزل افتاد شده است. 

دومین پله شروط ما، در سوپر اگو از اسم گذاری کودک شروع می شود. البته این مثالهای ساده و روز مره را بخاطر  درک بهترمسائلی که ماهمگی با آن روبرو هستیم، مطرح می کنیم . انتخاب اسم کودک هم برای پدر و مادر مشکلات زیادی را ایجاد می کند و بخاطر اینکه طبق ُمد و امروزی و جدید باشد، به همین علت اسم خارجی برای کود ک خود انتخاب می نمایند . این احساس کمبود، سومین پله و درجه شروط ما را بوجود می آورد .

 پله چهارم، شروط منطقی یا غیر منطقی ما،درتربیت و پرورش این کودک می باشد. کودک معصوم و بیگناه و بدون دفاع رفتارهای والدین خویش را باید یاد بگیرد، گنجینه پاک او توسط والدین و خویشان و اقوام و جامعه پُرمی شود.          او بایستی طبق رسومات مملکتی،آداب مذهبی و رسوم اجداد و نیاکانش تربیت شود،ما از ان يك كپی برابر اصل ميسازم. زمان ما گذشته است ما كه از ان خیری نديده ايم امّا اين گذشته فانی را با تمامی زور وقوت خويش به بچّها تحميل     می نمائيم. بدين ترتيب اعمال پوسيده گذشته را دراينده زنده نگه ميداريم. کودکان امروز پدران و مادران آینده هستند اگرهمه آزادی را از آنها سلب نمائیم آنها را تحت عنوان آموزش و پرورش صحیح زیر فشار بگذاریم، با این عمل  چه انتظاری ازنسل آینده می توان داشت؟ آنها نتیجه تربیت امروز ما هستند كه گذشته ما را با خودشان حمل می کند تا آنها هم همانطور بدون کسر کلمه ای به آیندگان تحويل بدهند. اين برگترين عامل عقب  ماندگی امروزه ما می با شد، نه اسم بچه كه خارجی يا فارسی باشد.                                                                                                        هیچکس بچه های  شرور و سرکش را دوست ندارد،همه رفتار انها  بایستی مطابق شابلون خانواده و شئونات اجتماعی و مذهبی باشد. اگر اينطور انجام بگیرد، فكر ميكنيم كه همه چيز صحيح است ا ينبار تير ما بهدف خورده و از  انها چنگيزخان ها ببار نخواهد امد، این تفکر درست است!!!! اگر چه ما حاصل اعمال خويش را در ظاهر انها پيدا نميكنيم ولی باز ما توانسته ايم  بذركينه را بجای محبت، انتقام رابجای  گذشت، نفرت را بجای عشق در نهاد انها بپاشيم واعتماد بنفس آنها را تا بینهایت پائين بیاوریم. والدین بسیاری  ازافراد میراثی انچنان مفیدی  برای رفاه زندگی کودکان و فرزندان خود بجای نگذاشته اند ولی در عوض هر چه خودخواهی ورسوم و عادات فامیلی و قومی را در کوله بار زندگی شان پُر نموده اند. بجای یک انسان اگاه، فردی وابسته ببار اورده اند. درجایی که وابستگی وجود داشته باشد، در آنجا بزرگی و سروری حکم فرما نیست بلکه دانسته یا ندانسته بندگی و مقّلد بودن حکمفرمائی می نمايد، تقاضای ما از شما اینست که اجازه بدهید که فرزندانتان با سرمایه درونی خودشان به درجه لازم و مورد نیاز خویش، به نهایت آزادی برسند، زیرا که خداوند ما را آزاد و بدون هیچ قید و بندی آفریده .این انسانهاهستند، که هر گونه حق  اختیار را صلب می نمايند. آری زندگی در گذشته بزرگترین شروط و سوپر اگو ما را تشکیل می دهد . بایستی از آن قید و بند ها و از آن شروط آزاد شویم،بایستی همه چیز را از نو شروع کنیم،همانند یاران و شاگردان حضرت عیسی یا حضرت علی بایستی راه نوینی راپيشه خود كنيم تا رستگار شويم و از بكار گرفتن تمامی دیرینه پرستیها، رسومات کهنه و دست و پا گیرخود .داری نمائیم

 

 

       

Copyright © 2002 solhe-daruni, All rights reserved.